laoan's avatar
laoan

June 25, 2020

0
واژه های نو

این معلم در مدرسه ی دخترم درس می دهد.
پدر بزرگ من پارسال فوت کرد. من برای او تنگ شده ام.
با این که او پزشک است، ولی او سیگار می کشد.
کفش نوی من دیگر خراب شدهند.
مادر بزرگ من عینک او را مفقود کرد.


Dieser Lehrer unterrichtet an der Schule meiner Tochter.
Mein Großvater ist letztes Jahr gestorben. Ich vermisse ihn.
Obwohl er Arzt ist, raucht er.
Meine neuen Schuhe sind kaputt.
Meine Großmutter hat ihre Brille verloren.

Corrections (4)
Correction Settings
Choose how corrections are organized

Only show inserted text
Word-level diffs are planned for a future update.

این معلم در مدرسه ی دخترم درس می دهد.

پدر بزرگ من پارسال فوت کرد.

واژه های نو


این معلم در مدرسه ی دخترم درس می دهد.


This sentence has been marked as perfect!

.این معلم در مدرسه ی دخترم درس می دهد. .این معلم در مدرسه دخترم درس میدهد

ویا تدریس میکند

پدر بزرگ من پارسال فوت کرد.


This sentence has been marked as perfect!

.پدر بزرگ من م سال گذشته /پارسال فوت کرد. .پدر بزرگم سال گذشته /پارسال فوت کرد

du kannst auch sagen" پدرکلانم"

من برای او تنگ شده ام.


من دلم برای او تنگ شده ام. من دلم برای او تنگ شده.

.دلمن برای اویش تنگ شده ام.ست .دلم براییش تنگ شده است

من برای او تنگ شده ام. من برای او تنگ شده ام.

دلتنگ

با این که او پزشک است، ولی او سیگار می کشد.


با این که او .اگرچه اوداکتر/پزشک است، ولی اوهنوز هم سیگار می کشد. .اگرچه اوداکتر/پزشک است، ولی هنوز هم سیگار می کشد

با این که او پزشک است، ولی او سیگار می کشد. با این که او پزشک است، ولی او سیگار می کشد.

در قسمت دوم جمله لازم نیست او بیاری، چون در جمله اول او آوردی و در قسمت دوم در مورد همان او صحبت میکنی

با این که او پزشک استبود، ولی او سیگار می کشید. با این که او پزشک بود، ولی او سیگار می کشید.

کفش نوی من دیگر خراب شدهند.


.کفش نوی من دیگر خراب شدهند.های جدید من پاره شده است .کفش های جدید من پاره شده است

کفش نوی من دیگر خراب شدهند. کفش نوی من دیگر خراب شدهند.

خراب شده.

کفش نوی من دیگر خراب شدهند است. کفش نوی من دیگر خراب شده است.

مادر بزرگ من عینک او را مفقود کرد.


.مادر کلانم/بزرگ منم عینک او را مفقودخود راگم کرد. .مادر کلانم/بزرگم عینک خود راگم کرد

مادر بزرگ منم عینک اوش را مفقود کرگم کرد. عینک مادربزرگم گم شد. مادر بزرگم عینکش را گم کرد. عینک مادربزرگم گم شد.

مادر بزرگ من عینک او را مفقود کرد. مادر بزرگ من عینک او را مفقود کرد.

عینکش گم شد

مادر بزرگ من عینک او را مفقوددفن کرد. مادر بزرگ من عینک او رادفن کرد.

You need LangCorrect Premium to access this feature.

Go Premium