Dec. 27, 2020
ما همه سنت های خاصی در رابسطه با عید داریم. برای من یکی از مهمترین قسمت های هر عیدی خانواده هست. در هر کریسمس من و خانواده ام دوست داریم با هم ملاقات کنیم و جشن بگیریم. بیشتر سنت های ما با حضور تمامی اعضای خانواده برگزار می شوند و این خیلی باعث خوشحالی من هست. مثلا هر شب کریسمس با هم یکی از هدایای مان را برای باز کردن انتخاب می کنیم. من تقریبا همیشه هدیه ای را که خواهرم به من داده باز می کنم چون خواهر من نزدیکترین دوست من هست. بعد از این ما داستان مولودی را بازی می کنیم و لباس شخصیت های این داستان را می پوشیم. من همیشه دوست دارم شبان باشم.
صبح کریسمس همه اعضای خانواده ام تا دیر دیر وقت می خوابند ولی من دوست ندارم خیلی تا دیر وقت بخوابم پس زود بیدار میشم و صبحانه میخورم. بعد از اینکه ما همه بیدار شدیم هدیه های هم دیگر را باز میکنیم. ما هیچ سنتی در رابطه با بابا نوئل نداریم به خاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم.
موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم غذای فرانسوی "کرپ" می خوریم. هر کریسمس از کودکی ام پدرم این کرپ ها را پوزیده است و گاهی من بهش کمک میکنم.
زیاد سنت های دیگری واقعا نداریم. البته که تزئین می کنیم و هله هوله می خوریم ولی ما به اندازه خانواده های دیگر سنت های زیادی نداریم.فکر میکنم که همه آدم ها دوست دارند جشن بگیرند.
ما همه ما سنت های عید خاصی در رابطه با عید داریم.
همه ما سنت های خاصی در رابطه با عید داریم.
برای من یکی از مهمترین جزءقسمت های هر عیدی خانواده هست.
برای من یکی از مهمترین قسمت های هر عیدی خانواده هست.
درهر کریسمس من وخانواده امن دوست داریم با هم ملاقات کنیم و جشن کنبگیریم.
درهر کریسمس من وخانواده ام دوست داریم با هم ملاقات کنیم و جشن بگیریم.
بیشترین سنت های ما شامل همه اعضای خانواده ام هست,، و این خیلی باعث خوشحالی من هست.
یا بیشتر سنت های ما با حضور تمامی اعضای خانواده برگزار می شوند... این به نظرم جمله بهتریه.
بیشتر سنت های ما شامل همه اعضای خانواده ام هست، و این خیلی باعث خوشحالی من هست.
یا بیشتر سنت های ما با حضور تمامی اعضای خانواده برگزار می شوند... این به نظرم جمله بهتریه.
مثلا هدر شب کریسمس با هم یکی از هدایای مان را انتخاب می کنیم برای اینکه آن را بازبرای باز کردن انتخاب می کنیم.
مثلا در شب کریسمس با هم یکی از هدایای مان را برای باز کردن انتخاب می کنیم.
من تقریبا همیشه هدیه ای را که خواهر منم به من داده باز می کنم,، چون خواهر من نزدیکترین دوست من هست.
من تقریبا همیشه هدیه ای را که خواهرم به من داده باز می کنم، چون خواهر من نزدیکترین دوست من هست.
بعد از این ما داستان مولودی را بازی می کنیم و لباس شخصیت های این داستان را می پوشیم.
بعد از این ما داستان مولوی را بازی می کنیم و لباس شخصیت های این داستان را می پوشیم.
صبح کریسمس همه اعضای خانواده ام همهتا دیروقت می خوابند ولی من دوست ندارم دیرخیلی بخوابم سپس زود بیدار میشم و صبحانه میخورم.
صبح کریسمس همه اعضای خانواده ام تا دیروقت می خوابند ولی من دوست ندارم خیلی بخوابم پس زود بیدار میشم و صبحانه میخورم.
بعد از اینکه ما همه بیدار هستشدیم هدیه ازهای هم دیگرا باز میکنیم.
بعد از اینکه همه بیدار شدیم هدیه های هم را باز میکنیم.
ما هیچ سنتی در رابطه با بابا نوئل نداریم به خاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم. ما هیچ سنتی در رابطه با بابا نوئل نداریم به خاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم.
موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم کرپ می خوریم. منظورت رو دقیق متوجه نشدم. از موقعی که تموم شدیم من این رو می فهمم که وقتی که تمام اون کارها رو کردیم. منظورت از کرپ ذرت بو داده (پاپ کرن) است؟ موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم کرپ می خوریم. منظورت رو دقیق متوجه نشدم. از موقعی که تموم شدیم من این رو می فهمم که وقتی که تمام اون کارها رو کردیم. منظورت از کرپ ذرت بو داده (پاپ کرن) است؟
هر کریسمس از کودکی من پدرم این کرپ ها را پوزیده استدرست می کند و کاهی من بهش کمک میکنم.
هر کریسمس از کودکی پدرم این کرپ ها را درست می کند و کاهی من بهش کمک میکنم.
به راستی زیاد سنت های دیگر نداریم سنت های زیاد دیگری واقعا نداریم.
به راستی در متن های ادبی استفاده می شود.
سنت های زیاد دیگری واقعا نداریم.
به راستی در متن های ادبی استفاده می شود.
البته که تزئین می کنیم و حلویاتهله هوله می خوریم ولی ما به اندازه خانواده های دیگر سنت های زیادی نداریم.
البته که تزئین می کنیم و هله هوله می خوریم ولی ما به اندازه خانواده های دیگر سنت های زیادی نداریم.
به هر حال فکر میکنم که همه آدمیان ها دوست داریم جشن کنیم.ند که جشن بگیرند.
به هر حال لازم نیست. آدمیان یک کلمه ادبیه.
فکر میکنم که همه آدم ها دوست دارند که جشن بگیرند.
به هر حال لازم نیست. آدمیان یک کلمه ادبیه.
|
جشن کریسمس من |
|
صبح کریسمس خانواده ام همه دیر می خوابند ولی من دوست ندارم دیر بخوابم سپس زود بیدار میشم و صبحانه میخورم.
صبح کریسمس همه اعضای خانواده ام |
|
بعد از اینکه ما همه بیدار هستیم هدیه از هم دیگر باز میکنیم.
بعد از اینکه |
|
ما هیچ سنتی با بابا نوئل نداریم بخاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم. ما هیچ سنتی در رابطه با بابا نوئل نداریم به خاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم. ما هیچ سنتی در رابطه با بابا نوئل نداریم به خاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم. |
|
موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم کرپ می خوریم. موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم کرپ می خوریم. منظورت رو دقیق متوجه نشدم. از موقعی که تموم شدیم من این رو می فهمم که وقتی که تمام اون کارها رو کردیم. منظورت از کرپ ذرت بو داده (پاپ کرن) است؟ موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم کرپ می خوریم. منظورت رو دقیق متوجه نشدم. از موقعی که تموم شدیم من این رو می فهمم که وقتی که تمام اون کارها رو کردیم. منظورت از کرپ ذرت بو داده (پاپ کرن) است؟ |
|
هر کریسمس از کودکی من پدرم این کرپ ها را پوزیده است و کاهی من بهش کمک میکنم.
هر کریسمس از کودکی |
|
به راستی زیاد سنت های دیگر نداریم.
|
|
البته که تزئین می کنیم و حلویات می خوریم ولی ما به اندازه خانواده دیگر سنت های زیادی نداریم.
البته که تزئین می کنیم و |
|
به هر حال فکر میکنم که همه آدمیان دوست داریم جشن کنیم.
|
|
من همیشه دوست دارم شبان باشم. |
|
صبح کریسمس همه اعضای خانواده ام تا دیر دیر وقت می خوابند ولی من دوست ندارم خیلی تا دیر وقت بخوابم پس زود بیدار میشم و صبحانه میخورم. |
|
بعد از اینکه ما همه بیدار شدیم هدیه های هم دیگر را باز میکنیم. |
|
ما هیچ سنتی در رابطه با بابا نوئل نداریم به خاطر اینکه همه مان بزرگسال هستیم. |
|
موقعی که تموم شده ایم همیشه با هم غذای فرانسوی "کرپ" می خوریم. |
|
هر کریسمس از کودکی ام پدرم این کرپ ها را پوزیده است و گاهی من بهش کمک میکنم. |
|
زیاد سنت های دیگری واقعا نداریم. |
|
البته که تزئین می کنیم و هله هوله می خوریم ولی ما به اندازه خانواده های دیگر سنت های زیادی نداریم.فکر میکنم که همه آدم ها دوست دارند جشن بگیرند. |
|
ما همه سنت های عید خاصی داریم.
|
|
برای من یکی از مهمترین جزء هر عیدی خانواده هست.
برای من یکی از مهمترین |
|
هر کریسمس خانواده من دوست داریم با هم ملاقات کنیم و جشن کنیم.
درهر کریسمس من وخانواده ام |
|
بیشترین سنت های ما شامل همه اعضای خانواده ام هست, و این خیلی باعث خوشحالی من هست.
بیشتر |
|
مثلا هر شب کریسمس با هم یکی از هدایای مان را انتخاب می کنیم برای اینکه آن را باز کنیم.
مثلا |
|
من تقریبا همیشه هدیه را که خواهر من به من داده باز می کنم, چون خواهر من نزدیکترین دوست من هست.
من تقریبا همیشه هدیه ای را که خواهر |
|
ما همه سنت های خاصی در رابسطه با عید داریم. |
|
برای من یکی از مهمترین قسمت های هر عیدی خانواده هست. |
|
در هر کریسمس من و خانواده ام دوست داریم با هم ملاقات کنیم و جشن بگیریم. |
|
بیشتر سنت های ما با حضور تمامی اعضای خانواده برگزار می شوند و این خیلی باعث خوشحالی من هست. |
|
مثلا هر شب کریسمس با هم یکی از هدایای مان را برای باز کردن انتخاب می کنیم. |
|
من تقریبا همیشه هدیه ای را که خواهرم به من داده باز می کنم چون خواهر من نزدیکترین دوست من هست. |
|
بعد از این ما داستان مولودی را بازی می کنیم و لباس شخصیت های این داستان را می پوشیم.
بعد از این ما داستان مولو |
You need LangCorrect Premium to access this feature.
Go Premium