May 25, 2020
من ین دختررا در کوی دیدم، و زیبایییش دلم را زد. او تنها زیبا نمیبود، ولی او هم خیلی خوب مینمود. من میخواندم سناخته باشم. من مهرش را میخواندم برده باشم. من به هزارها ی شگفتیهایی را داشتم میاندیشیدم، ولی در یک دم، د ختر خوابها ی من غیب شد. او من انجا را گزاشت، با
سوزانده ی عشقم! و شما، چی کنید کی کسی دلتان را میدزدد ؟ شما اندیشید که زمان همهچیز را میتواند بهبود بدهد؟
Didâri
Man in doxtar râ dar kuy didam, o zibâyish dilam râ zad. U tanhâ zibâ namibud, vali u ham xeyli xub minamud. Man mixwândam senâxteh bâsham. Man mehrash râ mixwândam bordeh bâsham. Man beh hazârhâ ye shegeftihâyi râ dâshtam miandishidam, veyli dar yek dam, doxtar e xwâbhâ e man ghayib shod. U man râ injâ gozâsht, bâ sozandeh ye 'ishqam! O shomâ, chi konid key kasi diletân râ midozdad ? Miandishid keh zamân hamehcîz râ mitavânad behbud bedehad?
An encounter
I saw this girl on the street, and her beauty struck my heart. Not only was she beautiful, but she also seemed very nice. I wanted to know her. I wanted to gain her affection. I was thinking about thousands of wonder, but in the blink of an eye, the girl of my dreams disappeared. She left me here, with my burning love! What about you, what do you do when someone steals your heart? Do you think time can heal everything?
دیداری
من ینه دختررا در کویه دیدم، و زیبایییش دلم را زد.
من یه دختررا در کوه دیدم، و زیبایییش دلم را زد.
او تنها زیبا نمیبود، ولی او همبلکه خیلی خوب مینمبود.
او تنها زیبا نبود، بلکه خیلی خوب بود.
من مهرش را میخواندم برده باشم.
من مه باشم.
من میخواستم مهرش را ببرم
من داشتم به هزارها یان شگفتیهایی را داشتم میاندیشیدم، ولی در یک دم، د ختر خوابها ی من غیب شد.
من داشتم به هزاران شگفتی میاندیشیدم، ولی در یک دم، دختر خوابها ی من غیب شد.
او من را انجا را گزگذاشت، با
او من را انجا گذاشت، با
و شما، چیه کنید کوقتی کسی دلتان را میدزدد ؟ شما اندیشفکرمیکنید که زمان میتواند همه چیز را میتواند بهبود بدهد؟
و شما، چه کنید وقتی کسی دلتان را میدزدد ؟ شما فکرمیکنید که زمان میتواند همه چیز را بهبود بدهد؟
یک دیداری
یک دیدار
من این دختر را در کویخیابان دیدم، و زیبایییش دلم را زدنشانه رفت.
من این دختر را در خیابان دیدم، و زیبایییش دلم را نشانه رفت.
Her beauty struck my heart in Persian could be like someone is aiming at your heart with a gun or with a bow
او نه تنها زیبا نمیبود، ولی او همبلکه خیلی هم خوب مینموبه نظر می آمد.
او نه تنها زیبا بود، بلکه خیلی هم خوب به نظر می آمد.
من می خواندم سناخته باشم.ستم او را بشناسم
من می خواستم او را بشناسم
من مهرش را میخواندم برده باشم.ی خواستم مهرش را بدست بیارم
من می خواستم مهرش را بدست بیارم
داشتمن به هزارها ی شگفتیهایی را داشتم میاندیشیدم، ولی در یک دم، د ختر خوابها ی من غیب راه مختلف فکر می کردم که دختر رویاهای من در یک چشم به هم زدن ناپدید شد.
داشتم به هزار راه مختلف فکر می کردم که دختر رویاهای من در یک چشم به هم زدن ناپدید شد.
او من ارا اینجا رتنها گزذاشت، با عشق سوزانم
او من را اینجا تنها گذاشت با عشق سوزانم
سوزانده ی عشقم!
See previous
ودر مورد شما، چی کنید کی کسی دلطور؟ شما چه کار می کنید وقتی یک نفر قلبتان را می دزدد ؟ شما اندیش؟ غیر فکر می کنید که زمان می تواند همه چیز را میتواند بهبود بدهرحم بخشد؟
در مورد شما چطور؟ شما چه کار می کنید وقتی یک نفر قلبتان را می دزدد؟ غیر فکر می کنید که زمان می تواند همه چیز را مرحم بخشد؟
|
دیداری
یک دیدار This sentence has been marked as perfect! |
|
من ین دختررا در کوی دیدم، و زیبایییش دلم را زد.
من این دختر را در Her beauty struck my heart in Persian could be like someone is aiming at your heart with a gun or with a bow
من ی |
|
او تنها زیبا نمیبود، ولی او هم خیلی خوب مینمود.
او نه تنها زیبا
او تنها زیبا ن |
|
من میخواندم سناخته باشم.
من می خوا |
|
من مهرش را میخواندم برده باشم.
من م
من مه من میخواستم مهرش را ببرم |
|
من به هزارها ی شگفتیهایی را داشتم میاندیشیدم، ولی در یک دم، د ختر خوابها ی من غیب شد.
من داشتم به هزار
داشتم |
|
او من انجا را گزاشت، با سوزانده ی عشقم! |
|
و شما، چی کنید کی کسی دلتان را میدزدد ؟ شما اندیشید که زمان همهچیز را میتواند بهبود بدهد؟ Didâri Man in doxtar râ dar kuy didam, o zibâyish dilam râ zad. |
|
U tanhâ zibâ namibud, vali u ham xeyli xub minamud. |
|
Man mixwândam senâxteh bâsham. |
|
Man mehrash râ mixwândam bordeh bâsham. |
|
Man beh hazârhâ ye shegeftihâyi râ dâshtam miandishidam, veyli dar yek dam, doxtar e xwâbhâ e man ghayib shod. |
|
U man râ injâ gozâsht, bâ sozandeh ye 'ishqam! |
|
O shomâ, chi konid key kasi diletân râ midozdad ? |
|
Miandishid keh zamân hamehcîz râ mitavânad behbud bedehad? |
|
او من انجا را گزاشت، با
او من را انجا
او من |
|
سوزانده ی عشقم!
See previous |
|
و شما، چی کنید کی کسی دلتان را میدزدد ؟ شما اندیشید که زمان همهچیز را میتواند بهبود بدهد؟
و شما، چ
|
|
Didâri |
|
Man in doxtar râ dar kuy didam, o zibâyish dilam râ zad. |
You need LangCorrect Premium to access this feature.
Go Premium